اسد الله معطوفى
916
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
ابن طقطقى مىنويسد : « . . . كار عصيانگرى در گرگان بيكباره به رهبرى يحيى بن عبد الله بالا گرفت . خليفه هارون خاندان برامكه را به طبرستان و گرگان كشاند و فضل بن يحيى برمكى حاكم طبرستان و گرگان گشت و با خود 50000 سپاه به اين سامان آورده بود » . 4 در عصر متوكل عباسى ( 247 - 232 ه . ق ) قيام صعاليك ( ژندهپوشان - محرومان ) دامنهاش از طبرستان به گرگان هم كشيده شد و سپس به نيشابور ، هرات و بسطام هم رسيد . 5 در گرگان حاكم اين ناحيه يعنى عنصر المعالى كيكاووس بن اسكندر سخت به وحشت افتاد . وى اين خشم و وحشت خويش را در باب بيستم كتابش تحت لواى « جنگ و كار و زار » چنين آورده است : « . . . به خون ناحق دلير مباش الا خون صعلوكان ، دزدان و نباشان » . 6 ابو منصور عبد القاهر بغدادى در قرن 5 ه نوشت : « اباحيه يك دسته مزدكيان قبل از اسلام بودند و يكدسته بعد از اسلام ، مثل بابكيه و مازياريه كه معروف به محمرهاند . مازيار دين محمره را در گرگان آشكار كرد كه در آنجا سرخجامگان نام گرفتند . آنها در كوهستانها جشن دارند و در آن شب زن و مرد مى مىخوردند و ناگاه چراغ بشكند و جامه ب ) كنند و درهم آويزند . [ ! ] پيروان مازيار پس از 200 سال هنوز در كوهها و روستاهاى گرگان بسر مىبرند كه در ظاهر مسلمان ولى در باطن دشمن اين ديناند » . 7 اين قيام سرانجام با نقشه و توطئهى خليفه و بدست طاهريان سركوب شد و مازيار در سال 214 ه بقتل رسيد . 8 به نوشته نظام الملك : « در عهد وشمگير ( قرن 4 ه ) حاكم گرگان ، كار قرمطيان در خراسان و ماوراء النهر بالا گرفت . سپس سامانيان سپهسالاران را با لشكر به سوى آن فرستاده و قرمطيان بسيار را بكشتند و مالهايشان بگرفتند . وشمگير هم با لشكر ( گرگانىها ) قرمطيان را منهذم كرد و سر عبد الرزاق ( رهبر آنها ) را بريد و آنگاه سر در ولايات نهادند و قرمطى همى كشتند آنچنانكه يكتن هم نماند و اين آيين يكباره به زمين فرو شد » . 9 سپس در ادامه مينويسد : « . . . چندى بعد سبعيان ( نام ديگر قرمطيان ) از رى سر برآوردند و ابو حاتم كينتى داعيان ( مبلغان ) به شهرهاى اطراف از جمله خراسان و گرگان فرستاد » . 10 ابن حوقل به سال 367 ه يعنى همزمان با عصر حكومت زياريان در گرگان نوشت : « . . .